۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه

اشتباهاتی که مدیران باید از آنها اجتناب کنند:

  1. عدم مسؤولیت پذیری
  2. عدم موفقیت در ارتقای حرفه ای کارکنان
  3. سعی در کنترل نتایج به جای تأثیر بر افکار
  4. مدیریت یکسان بر افراد
  5. تکیه بر مشکلات به جای اهداف
  6. ناتوانی در ایجاد استانداردها
  7. عدم موفقیت در آموزش به کارکنان
  8. نادیده گرفتن بی کفایتی کارکنان
  9. قدردانی صرف از کارکنان برجسته
  10. سعی در تحت نفوذ قراردادن دیگران

دابليو. استيون بران مترجم لعیا موسایی

۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

چالش های توسعه مدارس هوشمند در ایران

  1. وجود آمادگی و بلوغ در رابطه با استفاده از فناوری اطلاعات در مدیریت مدرسه
  2. وجود انگيزه برای استفاده از فناوری اطلاعات در مدیریت مدرسه
  3. درک ضرورت های استفاده از فناوری اطلاعات توسط مدیریت مدرسه
  4. وجود فضای فيزيکی مورد نياز برای اجرای طرح مدرسه هوشمند در مدرسه
  5. فراهم نبودن زيرساخت های مورد نياز مانند شبکه محلی و اتصال به اينترنت
  6. سازگار نبودن ساختار و تشکيلات مدارس کشور
  7. آشنايی معلمان با روش های نوين تدریس
  8. انگيزه و علاقه به حرفۀ معلمی
  9. تسلط کافی معلمان و دانش آموزان به زبان انگليسی
  10. بالابودن هزينه های تحول نظام آموزشی
  11. نبود قوانين و مقررات مورد نياز در وزارتخانه
  12. نبود رغبت در جامعه نسبت به فناوری های نوين
  13. نبود انگيزه در دانش آموزان برای استفاده و بهر هبرداری مناسب از تجهيزات
  14. تسلط نداشتن دانش آموزان بر مهارت های ICDL
  15. رايج نبودن استفاده از اينترنت در ميان دانش آموزان و معلمان
  16. تسلط نداشتن معلمان بر مهارت های ICDL
  17. نبود محتوای الکترونيکی قابل اعتماد دروس
  18. عدم وجود استانداردهای لازم در زمینه مدارس هوشمند

۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه

روش سخنراني آری یا نه؟

معلمان در بهترين شرايط بين 4 تا 6 سال مي‎توانند به مسائل حرفه‎اي علمي آشنا شوند يا روشهاي تدريس و فنون معلمي را بيامورند اما بايد توجه داشت كه اين افراد 12 تا 18 سال از معلمان خود الگو گرفته‎اند و سعي مي‎‏كنند مانند معلمان خود تدريس كنند، به همين خاطر روش‎هاي نوين تدريس ، تحول لازم را پيدا نكرده است. از ديگر دلايل ترجيح روش سخنراني به روش‎هاي فعال، تشويق اولياي مدارس مي‎باشد. در اين روش نظم بيشتري ارائه مي‎گردد،‌ كلاس‎ها بي‎سر و صداتر و مدرسه آرامتر مي‎باشد. مواقعي پيش مي‎آيد كه چاره‎اي جز استفاده از روش سخنراني نيست. امكانات در حدي نيست كه ما را ياري دهد و امكان استفاده ار روشهاي ديگر وجود ندارد. در كلاسهای 30، 40 نفره معلم ناچار به استفاده از روش سخنراني مي‎باشد و مجبور است با روش سخنراني درس را در كلاس پيش ببرد. ممكن است معلم بتواند از روشهاي فعال آموزش در چنين كلاسهايي استفاده كند اما اكثر معلمان روش سخنرانی را براي پيش برد كلاس ترجيح مي‎دهند. يكي از مزاياي روش سخنراني در تمام مقاطع تحصيلي،كم هزينه بودن اين روش آموزش است، البته طبيعي است كه در اين روش در مقاطع تحصيلي پايين‎تر ترجيح داشته باشد اما در مقاطع تحصيلي بالاتر قابل تحمل‎تر مي‎باشد .

۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

ایجاد یک سازمان یادگیرنده:

  • دورنماي تمام سازمانهاي یادگیرنده، رسیدن به موفقیت مطلوب و ایده آل است . بنابراین براي چنین سازمانهایی موارد زیر ضروري است:
  • 1- شناخت و آگاهی از هدف: اولین گام در راه ایجاد سازمان یادگیرنده شناخت هدف است چون هر گونه اقدام عملی قبل از شناخت هدف منجر به شکست خواهد شد. هدف عبارت است از یک بینش مشترك در بین افراد سازمان که در همه سطوح نمایان می شود و مدیریت عالی سازمان، مسئول اطمینان یافتن از وجود توسعه آن است.
  • 2- وجود رهبران اندیشمند در سطوح مختلف سازمان: وجود رهبران اندیشمند در سازمان یادگیرنده از آن جهت اهمیت دارد که بدون یک رهبر متعهد به یادگیري ، سازمان هرگز موفق نخواهد بود. در سازمانهاي یادگیرنده براي دستیابی به آنچه که مورد توافق همگان است به رهبري خردمند و تحول آفرین نیاز است . از آنجا که سازمان یادگیرنده سازمانی است دانش آفرین و خلاق، بنابراین رهبر باید به گونه اي عمل کند که در درون سازمان این خلاقیت ایجاد شود.
  • 3- وجود کارکنان یادگیرنده و دانشی : شرط لازم سازمانهاي یادگیرنده کارکنان و مدیران یادگیرنده است. در سازمانهاي یادگیرنده افراد باید به توانایی هاي خود وقوف کامل داشته باشند و آنها را توسعه و بهبود بخشند.
  • 4- تفویض اختیار به کارکنان و آموزش آنها در انجام بهتر وظایف : در سازمانهاي یادگیرنده اختیارات به میزان زیادي به افراد واگذار می شود و به افراد احترام گذاشته می شود و نسبت به آنها اعتمد کامل وجود دارد. همچنین فضایی براي پیشرفت آنها فراهم می شود و براساس توانایی فرد و استعداد او به یادگیري و رشد او را برمی گزینند و آموزش می دهند . این سازمان ها در زمینه آموزش سرمایه گذاري سنگین می نمایند. آموزش کارکنان براي درك نوع فعالیتها و تفویض اختیار به آنها جهت تصمیم گیري باعث می شود که افراد سازمان احساس نوعی مالکیت بکنند و از کار کردن در سازمان برخود ببالند . سازمان یادگیرنده موجب می شود که مسئولیت فرد در برابر سازمان افزایش یابد و از نظر عواطف و احساسات در وضعی قرار گیرد که جهت تامین هدفهاي مورد نظر از هیچ کوششی فروگذار نکنند و با هر مشکلی دست و پنجه نرم کنند.
  • 5- مشارکت کامل در اطلاعات و آزادی در استفاده از آنها: داده هاي رسمی درباره بودجه ، سود و هزینه ها در اختیار افراد قرار می گیرد . هر شخص آزادي عمل دارد تا با سایر افراد در درون سازمان اطلاعاتی را رد و بدل کند.
  • 6- برخورداري از یک الگو و مدل پویا: سازمان یادگیرنده باید به س از و کارهایی مجهز باشد تا الگوهاي ذهنی خود را نسبت به مسایل شناسایی کرده و آنها را دائماً مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد. بنابراین براي اینکه سازمانها موفق باشند، لازم است الگوهاي ذهنی واقع بینانه ای داشته باشند و با استفاده از اطلاعات، آنها را به روز کنند و کوشش کنند تا پویایی و انعطاف پذیري آنها همواره تامین شود.
  • 7- به کارگیري علم و تجربه ي افراد سازمان: سازمان یادگیرنده ترکیبی از علم و تجربه را مورد استفاده قرار می دهد تا به کمک این دو تصمیم هاي بهتري بگیرد، زیرا استفاده از دانش در تصمیم گیریهاي سازمانی، سرعت، دقت و هزینه هاي کمتري را به سازمان می بخشد و به کارگیري تجربه ها ي کارکنان و سازمان ، تصمیمات گرفته شده را واقع بینانه تر و هماهنگ با محیطهاي مؤثر بر سازمان می کند. در سازمان هاي یادگیرنده آنچه که بر اي یادگیري لازم است ، علم و تجربه است و از تجربه در به کارگیري کشفیات گذشته استفاده می شود. در این سازمانها افراد باید به کمک دانش و تخصص خود، گزینه هاي موفق را براي آینده محاسبه کنند و با بهره گیري از تجربه به تصمیمی منطقی و خردمندانه دست یابند .
  • Gerhard Fischer and Leysia Palen. (1999) .p14

۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه

کلاس درس یا شبکه جهانی اینترنت؟

Modes of learning have changed dramatically over the past two decades—our sources of information, the ways we exchange and interact with information, how information informs and shapes us. But our schools—how we teach, where we teach, who we teach, who teaches, who administers, and who services—have changed mostly around the edges.
Our argument here is that our institutions of learning have changed far more slowly than the modes of inventive, collaborative, participatory learning offered by the Internet and an array of contemporary mobile technologies.

تساوی

  • معلم پای تخته داد می زد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسی ها لواشک بین خود تقسیم می کردند وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان تساوی های جبری را نشان می داد خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود تساوی را چنین بنوشت:"یک با یک برابر هست" از میان جمع شاگردان یکی برخاست همیشه یک نفر باید به پا خیزد به آرامی سخن سر داد: "تساوی ، اشتباهی فاحش و محض است" معلم مات بر جا ماند و او پرسید: "اگر یک فردِ انسان،واحدِ یک بود آیا بازیک با یک برابر بود؟" سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد:"آری ،برابر بود" و او با پوزخندی گفت:"اگر یک فردِ انسان، واحدِ یک بود آن که زور و زر به دامن داشت،بالا بود و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود اگر یک فردِ انسان، واحدِ یک بود آن که صورت نقره گون چون قرص مه می داشت بالا بود وان سیه چرده که می نالید پایین بود اگر یک فردِ انسان، واحدِ یک بود این تساوی زیر و رو می شد حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفت خواران از کجا آماده می گردید یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟ یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟ یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟ یک اگر با یک برابر بود پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟ "معلم ناله آسا گفت: "بچه ها در جزوه های خویش بنویسیدیک با یک برابر نیست!"
  • شعر : خسرو گلسرخی

۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

کن رابینسن:

آیا مدارس باعث مرگ خلاقیت می شوند؟

۱۳۸۹ تیر ۳۱, پنجشنبه

اندیشه ها

” گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند، بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی، و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است. اما، برآن ها که عشق می ورزند، زمان راآغاز و پایانی نیست.“ (ویلیام شکسپیر)
” بسیاری مردم شادی های کوچک را به امید خوشبختی بزرگ از دست می دهند.“ (پرل س. باک)
”هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید، زیرا این راه تنها به همان جایی می رسد که دیگران رسیده اند.“ (گراهام بل)
” کسانی هستند که با ما صحبت می کنند و ما به آنها گوش نمی دهیم؛ کسانی هستند که ما را آزار می دهند و جراحت ماندگاری باقی نمی گذارند، اما کسانی هم هستند که تنها سرراه زندگی ما قرار می گیرند و مهر و نشان شان را برای همیشه بر ما می گذارند.“ (سیسیلیا میرلز)
فلسفه حقیقی آن است که دیدن دنیا را دوباره بیاموزیم.“ (مرلاو – پونتی)
” اگر می توانستم به جوانی بازگردم، بازهم تمام همان اشتباهات را می کردم، اما قدری زودتر“ (تالولا بنکهد)
” هیچ چیزی نمی توان به کسی یاد داد، اما می توان به او کمک کرد تا پاسخ ها را در درون خود بیابد.“ (گالیلئو گالیله)
” درک زندگی تنها با نگاه به گذشته میسر است، اما زندگی کردن، تنها با نگاه به آینده.“ (سورن کیرکگارد) ” وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد. “ (برتراند راسل)

تقسيم‌بندی انسان‌ها از ديدگاه دكتر شريعتی

  • آنهايي كه وقتي هستند ، هستند و وقتي كه نيستند هم نيستند. حضور عمده اين آدم‌ها مبتني بر فيزيك شان است. تنها با لمس ابعادجسماني آنهاست كه قابل فهم مي‌شوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.
  • آناني كه وقتي هستند ، نيستند و وقتي كه نيستند هم نيستند (مردگاني متحرك در جهان، خود فروختگاني كه هويت شان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار، هرگز به چشم نمي‌آيند ، مرده و زنده‌شان يكي است)
  • آنهايي كه وقتي هستند ، هستند و وقتي كه نيستند هم هستند (آدم‌هاي معتبر و باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود را مي‌گذارند كساني كه همواره در خاطر ما مي‌مانند ، دوستشان داريم و برايشان ارزش قائليم)
  • آنهايي كه وقتي هستند، نيستند و وقتي كه نيستند، هستند (شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم اما وقتي كه از پيش ما مي‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درك مي‌كنيم . باز مي‌شناسيم، مي‌فهميم كه آنان چه بودند. چه مي‌گفتند و چه مي‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان اما وقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم، گويي قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سكوت مي‌كنيم و غرق در حضور آنان مست مي‌شويم ودرست در زماني كه مي‌روند يادمان مي‌آيد كه چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد).

۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

در جستجوی مدارسی كه یاد می گیرند!

"مدارسی كه یاد می گیرند" به مثابه اجتماع یادگیرنده اند، جایی كه یادگیری سازمانی ترویج می شود، بر آزمون تجربه ها تاكید می شود، خود-اندیشی درپندار و رفتار تبلیغ می شود، امكان خلاقیت، نوآوری و تفكر انتقادی گسترش می یابد، ایده های راهنمای موثری مطرح می شود، انسان ها برای تغییر برانگیخته می شوند و با برنامه ریزی و اندیشه راهبردی تحولات اجتماعی را سازماندهی می كنند و بردودلی ها و ترس از دانستن چیره می شوند.

در چنین مدارسی همه افراد از یكدیگر می آموزند، معلمان از پرسش های دانش آموزان استقبال می كنند، والدین به سوالات فرزندان خود به چشم گوهری انسانی می نگرند، دانش آموزان بیشتربه دنبال فهم مسأله اند تا پاسخ صحیح، سیاستگذاران و تصمیم سازان آموزشی جسارت پرسیدن، شجاعت دانستن و پذیرش مسؤلیت های اجتماعی ناشی از آن را برمی انگیزند، برنامه ریزان آموزشی و درسی تنوع روش ها و منابع برای رسیدن به حقایق علمی را به رسمیت می شناسند و بیش از دانش بر مهارتهای زندگی تاكید می كنند، مدیران آموزشی بیش از نتیجه به بهبود فرایندهای عمل می اندیشند، مربیان امكان خطای آدمیان را می پذیرند و تلاش برای جبران آن را محترم شمرده، ترویج می كنند وبه یاری انسان ها می شتابند تا بر دل نگرانی های ناشی از "آگاه شدن" و ترس از "دانستن" غلبه كنند.

                                                                                               دكترمحمد رضا سركار آرانی