نمایش پستها با برچسب مدارس خلاق. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب مدارس خلاق. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه
۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه
دانش آموزان خلاق را بشناسیم
- به طورکلی دانش آموزخلاق غالبا ازطریق خصوصیات ورفتارهای زیرقابل شناسایی است:
- 1: ایده ها ونظرات خودرابدون ترس در کلاس مطرح می کند.
- 2: معمولا برای مسائل راه حل ها و پاسخ هایی متفاوت از سایر دانش آموزان ارائه می کند.
- 3: به فعالیت های هنری علاقه زیادی داردودراین زمینه دارای تجربه ومهارت است.
- 4: غالباً ایده ها و راه حل های بیش تری نسبت به سایر هم کلاسی های خود پیش نهاد می کند.
- 5 : معمولاً قادر است با طنز پردازی ها و شوخی های جالب دیگران را بخنداند.
- 6: تمایل زیادی به تغییر نظرات معلم و یا مطالب کتاب دارد.
- 7: در کلاس اغلب سوالاتی غیر عادی و گاه عجیب و غریب می پرسد.
- 8: علاقه ی زیادی به نقاشی و ترسیم افکار و ایده های خود دارد.
- 9: انتقادگر است و هر نظر یا عقیده ای را به راحتی نمی پذیرد .
- 10:گاهی به خاطر بیان نظرات و ایده های عجیب و غریبش در نظر دانش آموزان دیگر فردی غیر عادی جلوه می کند.
- 11: از قوه ی تخیل خوبی برخوردار است.
- 12: معمولاً در کلاس با آب و تاب صحبت می کند و سعی می کند ایده هایش را با جزئیات کامل شرح دهد.
- 13: داری ابتکار است و غالباً ایده ها و پاسخ های منحصر به فرد ارائه می کند.
- 14: حساس ، باریک بین و نکته سنج است .
- 15: بسیار فعال است و غالباً در آن واحد چند طرح و ایده در زمینه های مختلف را در سر می پروراند.
- 16: به تجربه و آزمایش علاقه ی فراوانی دارد.
- 17: در نفوذ و تأثیر گذاری بر دوستان خود از توانایی زیادی برخوردار است.
- 18: آمادگی طرد شدن و عدم تأیید از طریق دیگران را داراست.
- 19: به مطالعه ی موضوعات متنوع و گوناگون علاقه مند است و زمان قابل توجهی را به این امر اختصاص می دهد.
- 20: از اطلاعات عمومی زیادی برخوردار است و سعی می کند که از آن ها استفاده ی عملی و کاربردی کند.
- دانش آموز خلاق:قبل از این که گردو را بشکنم به این فکر افتادم که شایدبتوانم با نیمه ی پوست آن د وتا لاک پشت درست کنم.
مدارس خلاق
هر سازمان مجموعه اي از عوامل انساني ، ساختاري ، فني ، تكنولوژي ، فرهنگي و ساير عناصر محيطي است كه جهت تحقق هدفهاي از پيش تعيين شده بصورت مشترك در تلاش و تعامل هستند. رشد سازمان و تداوم آن ، ارتباط نزديكي با نيازها و خواسته هاي انساني و چگونگي برآورده شدن آنها دارد . از وظايف مدير است كه ازميان نيروهاي انساني ، گروهي توانا بسازد ، كاركناني كه بتوانند تصميم بگيرند، راه حلهاي تازه براي مسايل پيدا كنند، خلاقيت داشته باشند و در مقابل كار مسئول باشند.با ورود به عرصه مديريت نوين شاهد اين واقعيت هستيم كه تكنولوژي همه چيز را تحت تاثير خود قرار داده است و نظام تعليم و تربيت نيز از اين امر مستثني نمي باشد. نظام آموزشي كنوني تنها بر پايه تئوريات و نظرياتي است كه دانش آموز با تلاش متعلم و پشتكار خويش آنها را خوب به اذهان مي سپارد ولي آنگاه كه پاي عمل به ميان مي آيد تربيتي صورت نگرفته و مهارتي كسب نشده است و از آنجايي كه قالب بسياري از كتابهاي درسي و ساير مواد آموزشي با روشهاي سنتي انجام پذيرفته سيستم آموزش و پرورش تا حصول نتايج، آرمان و اهداف مورد انتظار فاصله بسيار دارد . كه اين خود همانند ديگر سازمانهاي سنتي مستلزم تغييرات سازماني اساسي و بنياديني است كه با برنامه ريزي، شناخت و آگاهي همراه باشد.
نيروي انساني به عنوان محور تحول و عنصر اساسي هر سازمان كه خود متأثر از اطلاعات و ارتباطات مي باشد عمل مي كند، انديشه توانمند كردن، برانگيختن و مشاركت همه بيش از پيش محسوس تر مي شود و به عنوان سه عامل اساسي ارتقاء بهروري كاركنان تاثير قابل ملاحظه اي در تفكر و انديشه مديران خواهد داشت.
هر نوع كاري به سازماندهي و سياستهاي خاص احتياج دارد .نظام تعليم و تربيت يك كار ويژه به حساب مي آيد و نگاه به آموزش و پرورش براي دستيابي به سطح بالاي اثر بخشي و كارآمدي و باروري نيروي انساني مي بايست با آگاهي از ميزان خلاقيت و تقويت آن بدنبال تعالي مراكز آموزشي از حالت سنتي به مراكزي با عملكرد عالي صورت گيرد به گونه اي كه در آن بهبود مستمر يادگيري توسط همگان اجرا شده و به عنوان يك فرهنگ در بين دانش آموزان در آيد و آنچه كه در تفكر يك سازمان بايستي گنجانده شود آينده سازي و فراهم آوري شرايط آن است با اين انديشه كه به بهبود و تغيير به عنوان يك برنامه درازمدت و مستمر بهره وري پرداخته شود.
در نظامهاي آموزشي تاكيد عمده بر پرورش خلاقيت دانش آموز ان است و معيار اساسي موفقيت اين نظامها نيز در اين است كه چقدر افراد با فكر و خلاق تربيت مي كنند و به تعبيري ديگر معلم خوب را كسي مي دانند كه تفكر و چگونگي استفاده از اطلاعات را به دانش آموزان ياد دهد و آنان را خلاق بار آورد.
خلاقيت را به كارگيري تواناييهاي ذهني براي انجام يك فكر يا مفهوم جديد دانسته اند كه از مسايل كوچك براي انجام يك كار خاص شروع مي شود و قبل از اينكه حاكي از نبوغ باشد حاصل انجام كار است. بنابراين در راستاي به كارگيري فنون پرورش خلاقيت، بايستي ابتدا از بارش مغزي به عنوان بهترين ابزار استفاده كرد كه در اين راستا توجه به اين مطلب كه هيچ انتقادي نبايد بر هيچ نظريه اي صورت پذيرد، براي دستيابي به حداكثر نظرات تلاش گردد. حتي نظرات تكراري نيز يادداشت شود و در عين حال زمان مطلوب اجرا مي بايست كوتاه باشد.
در مراكز آموزشي با فرهنگ خلاقيت پذيري، ارتباطات مدير با كاركنان و دانش آموزان دوطرفه و متقابل خواهد بود، ايده هاي نو قابل قبول و از فرهنگ سؤال پرسيدن حمايت مي شود، در اين مراكز از توانمنديهاي تمام كاركنان استفاده شده و افراد بصورت خود انگيخته تلاش مي كنند و در نهايت بطور مستمر نيازهاي مشتريان توسط مركز آموزشي پيش بيني شده و مشتريان با خود انگيختگي به اين مراكز روي مي آورند .
و آنچه كه در راستاي فرصت و استفاده از نظرات و پيشنهادات سايرين و ايجاد جو مناسب در محيط كار براي بروز خلاقيتها و شكوفايي استعدادها مفيد واقع مي شود برقراري سيستمي جهت پذيرش و بررسي پيشنهادات است بگونه اي كه به عنوان باور و ارزش در حفظ و بالا بردن حرمت و ارزش وجودي نيروي انساني در فرهنگ سازماني و اعماق انديشه و تفكر افراد نهادينه شود البته نبايد انتظار داشته باشيم كه همگان در اين كار مشاركت داشته باشند چون برخي از افراد به دليل كار در سيستمهاي سنتي، در مقابل تغييرات كمتر واكنش نشان داده و دوست مي دارند بيشتر فرمانبر باشند و كمتر مسئوليتها را بپذيرند. بنابر اين بايستي براي تامين مشاركت آن دسته از افرادي كه مشتاق و مايل به مشاركت هستند زمينه لازم نظير فضاي آزاد و سالم جهت طرح و نقد انديشه و وسعت دادن به دامنه آگاهي ها و توانايي افراد در جهت بالا بردن كيفيت خدمات و ايجاد فضاي شوق انگيز مسئوليت پذيري در راستاي آشكار كردن توانمنديهاي آنان و ابداع روشهاي تازه و ابتكاري براي بالا بردن قدرت يادگيري و پرورش استعدادهاي نهفته فراهم آورده شود.
در يك نظام آموزشي معمولا افراد ذهني تحليلگر، كنجكاو، مستقل و متفكر دارند و به فعاليتهاي علمي و رياضي علاقمندند. چنين افرادي معمولاً نياز شديد به استقلال عمل و تحول در محيط كار و احترام دارند.
فعاليت افراد خلاق مستلزم كار مشترك است كه در اين راستا نيز داشتن مهارتهاي ارتباطي امري بسيار ضروري مي باشد البته افرادي كه براي كار خاصي انتخاب مي شوند مي بايست توانايي انجام آن را داشته باشند چه در غير اينصورت احساس ناتواني باعث نارضايتي و كسالت آنان مي شود همچنين در تشكيل تيم هاي خلاق بايد افراد را در پيدا كردن هم تيمان جديد ي كه ارتباط مناسبي با آنان دارند آزاد گذاشت چون در اين مورد آنان نسبت به موقعيت احساس مسئوليت و پايبندي زيادتري خواهند داشت.
آنچه در همبستگي و تداوم اين تيمها مهم است، اعتماد متقابل و همكاري صميمانه بين اعضا و مديريت همچنين هماهنگي بين خواسته ها و هدفهاست.
۱۳۸۸ مهر ۱۲, یکشنبه
خروج از روزمرگی
تمرکززدایی ، قاعدهشکنی و عدم روزمرگی، به مدارس،معلمان و دانشآموزان، برای حل مشکلات آموزشی و پرورشی در چارچوب هدفهای ملی، انعطاف و آزادی بیشتری میبخشد. اما این کار مستلزم شجاعت و روشنبینی برخی از مدیران آموزش و پرورش محلی و رهبران مدرسه است تا بتوانند از چنین فرصتهایی به شکل موفقیتآمیزی بهره ببرند
۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه
موانع خلاقیت در مدرسه
1- تاكيد زياد بر نمره ی دانش آموز به عنوان ملاك خوب بودن
اين مسئله يكي از شايع ترين موانع رشد خلاقيت در دانش آموزان به شمار مي رود. هنگامي كه دانش آموز احساس كند ، تنها ، چيزي اهميت بيشتري دارد و در ارزيابي ها ملاك خوب بودن شمرده مي شود ، نمره بالاست و نه چيز ديگر ، در نتيجه كسب نمره ي بيشتر به خودي خود براي وي حكم مهم ترين هدف را پيدا مي كند و بنابراين او تنها در جهت به دست آوردن آن مي كوشد . در چنين جوي تلاش براي خلاقيت و نوآوري براي دانش آموز معنايي نخواهد داشت .
2- روش هاي تدريس سنتي و مبتني بر معلم محوري
به كارگيري افراطي روش هاي سنتي كه در آنها غالبا معلم نقش محوري را در كلاس ايفاء مي كند و بيش تر مبتني بر سخن راني و استفاده از مهارت هاي كلامي است ، سبب مي شود دانش آموز در فرآيند تدريس و يادگيري و ايفاي يك نقش فعال فرصت مشاركت كم تري را پيدا كند.دانش آموزي كه در اين نوع سيستم تحصيل مي كند مجالي براي بروز استعداد هاي خلاق نمي يابد و به تدريج تحرك و پويايي خود را از دست مي دهد.
3- عدم شناخت معلم نسبت به خلاقيت
در بسياري از موارد آشنا نبودن معلم يا مربي با شيوه هاي پرورش خلاقيت دانش آموزان خود به تنهايي يك مانع بزرگ در اين زمينه محسوب مي شود .معلمي كه شناخت صحيحي از ماهيت خلاقيت ،موانع و روش هاي پرورش نداشته باشد، بديهي است نه تنها نمي تواند اقدامي براي بروز استعداد هاي خلاق دانش آموزان خود در كلاس انجام دهد ، بلكه ممكن است ناآگاهانه و به مرور زمان كلاس درس خود را به محيطي تبديل كند كه در آن خلاقيت دانش آموز سركوب مي شود.
4-فقدان حداقل امكانات لازم براي انجام فعاليت هاي خلاق دانش آموزان
هر چند بسياري از فعاليت هاي خلاق نيازمند هزينه ها و امكانات خاصي نيست و اغلب آن ها با اندكي تغيير در روش هاي تدريس و استفاده بهينه امكانات و فضاي آموزشي موجود در مدارس قابل اجراست ، اما گاهي فقدان اين حداقل امكانات لازم سبب مي شود كه انجام برنامه هاي پرورش خلاقيت در كلاس و مدرسه با مانع يا شكست روبه رو شود .اين كمبودها در بسياري از موارد تاثيري مخرب بر علاقه و انگيزه ي دانش آموزان براي شركت در اين برنامه ها مي گذارد.
5- اهداف و محتواي كتاب هاي درسي
موضوع اهداف و محتواي درسي مبحثي بسيار گسترده است و از جوانب مختلف قابل بررسي مي باشد ، اما در اين جا تا اين حد بدان اشاره مي شود كه چنان چه در يك نظام آموزشي كتاب درسي به عنوان مهم ترين و تنها منبع تدريس و آموزش مورد استفاده قرار گيرد و در عين حال در ميان اهداف و محتواي آن چيزي به عنوان پرورش خلاقيت منظور نشده باشد،مسلما دانش آموز آزادي عمل و توانايي لازم را نخواهد داشت كه پا را از چهارچوب كتاب درسي خود فراتر بگذارد و در نتيجه او مي آموزد تا صرفا در محدوده كتاب درسي خود بينديشد و نه بيش تر.
6-عدم توجه به تفاوت هاي فردي دانش آموزان
در نظر نگرفتن اين واقعيت كه هر دانش آموز در عين اشتراكاتي كه با ساير دانش آموزان ديگر دارد ،يك انسان منحصر به فرد است و داراي استعداد ها ،علايق و كشش هاي ويژه ي خود نيز مي باشد، سبب مي گردد معلم ديد و نگرشي يكسان نسبت به همه ي دانش آموزان داشته باشد ، اين نوع نگرش در حوزه ي پرورش خلاقيت يك مانع اساسي محسوب مي شود و به ويژه سرخوردگي دانش آموزان خلاق را به دنبال خواهد داشت .
7-عدم پذيرش ايده هاي جديد
عادت به تفكرات كليشه اي ،راه حل هاي معمولي و تجربيات تكراري مي تواند سبب پديد آمدن نوعي ديد انتقادي در معلم و دانش آموزان در كلاس هاي درس شود كه مي توان آن را روحيه ي عدم پذيرش ايده هاي جديد ناميد . براي دانش آموزي كه از تفكري خلاقي برخوردار است و ميل به خلق ايده هاي نو و غير معمول دارد، بسيار مايوس كننده خواهد بود كه ايده ها و افكارش به خاطر غير معمولي بودن مورد بي توجهي معلم يا دانش آموزان قرار گيرد. اين دانش آموزان به تدريج تحت تاثير نظر جمع ،ممكن است نوگرايي و اين نوع تفكر خود را دال بر وجود ضعف يا مشكلي در خود تلقي كند .احساس غير عادي بودن در بسياري از دانش آموزان خلاق ناشي از وجود يك چنين جوي در كلاس است كه در نهايت به خود سانسوري منتهي مي شود.
8- ارائه ي تكاليف درسي زياد به دانش آموزان
معمولا انجام تكاليف درسي بخش عمده اي از وقت دانش آموزان را به خود اختصاص مي دهد.در مواردي كه به دانش آموز تكاليف زيادي داده مي شود و او ناچار مي شود همه ي توان و انرژي فكري خود را براي انجام آن تكاليف صرف كند ، در نتيجه ديگر فرصت و هم چنين توانايي چنداني براي پرداختن به فعاليت هاي ديگر نخواهد داشت . به علاوه از آنجا كه غالبا انجام زياده از حد تكاليف درسي براي دانش آموزان چندان خوشايند نيست ،اين موضوع مي تواند سبب بي علاقگي و بي ميلي آن ها نسبت به فعاليت هاي ديگر از جمله فعاليت هاي خلاقانه كه غالبا نيازمند آرامش فكري و رواني است ،گردد.
9- استهزاء و تمسخر به خاطر ايده يا نظر اشتباه
در كلاس هاي درس زياد اتفاق مي افتد كه دانش آموزي به دليل مطرح كردن يك نظر اشتباه يا ايده اي نادرست يا عجيب و غريب از طرف معلم يا دانش آموزان هم كلاسي خود مورد تمسخر و استهزاء قرار گيرد. براي دانش آموزي كه گرايش هاي خلاقانه دارد، اين نوع برخورد ديگران حكم توبيخ و تنبيه را دارد.در نتيجه احتمال دارد اين دانش آموز به تدريج بياموزد كه ايده هاي خود را از ترس اين كه ممكن است اشتباه باشد و مورد استهزاي سايرين قرار گيرد ،اساسا به زبان نياورد و آن را در درون خود سركوب كند.
منبع : مقاله " كلاس خلاقيت " - سليماني(1381)
اشتراک در:
پستها (Atom)
