- پاسخ به سؤالات زیر می تواند میزان مدیریت و تسلط بر سرمایه های دانشی را مشخص نماید:
- آیا ما دانش وران سازمان خود را می شناسیم؟ آیا می دانیم پاسخ یک مشکل سازمانی را چه کسانی می دانند؟
- آیا می دانیم ارزش تجربیات اندوخته شده در ذهن پرسنل مان چقدر است؟
- آیا می دانیم چقدر سرمایه با از دست رفتن هر یک از پرسنل از دست ما می رود؟
- آیا تاکنون سعی در استخراج دانش مهارتی پرسنل مان که در اذهان آنهاست، نموده ایم؟
- آیا در سازمان ما شعار ” دانش قدرت است“ حاکم است یا ” تبادل دانش قدرت است“؟
- وقتی یک کارشناس باز نشسته می شود، آیا با دانش او هم خداحافظی می کنیم؟
- آیا می توانیم بسته دانشی خود را بفروشیم؟ بسته دانشی شرکت رقیب را چقدر حاضریم بخریم؟
- آیا می دانیم رقبای ما در آینده ممکن است به چه دانشی دست یابند؟
- آیا برای دستیابی به دانش های رقابت پذیر و برنده، هدف گذاری استراتژیک کرده ایم؟
۱۳۸۹ شهریور ۱۲, جمعه
مديريت سرمایه های دانشی
۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه
راهكارهاي پياده سازي مديريت دانش در مدارس
- چارچوب هاي مختلفي براي پياده سازي مديريت دانش ارايه شده است. ما در اينجا با گذر از بررسي اين چارچوب ها، فقط به عواملي كه بر پياده سازي موفقيت آميز مديريت دانش موثر هستند اشاره می كنيم:
- 1. تعريف نقش رهبري و مشخص كردن وظايف مديريت. اين امر مستلزم همكاري مديران ارشد، درک فرهنگ سازمان حاكم و برنامه ريزي بر اساس آن است.
- 2. شناسايي فاصله بين دانش موجود و دانش مطلوب
- 3. افزايش آگاهي افراد نسبت به مزاياي مديريت دانش. بدين صورت كه به افراد باید آموخت اگرچه به انحصار داشتن قدرت محسوب مي گردد ولي تسهيم آن قدرتي مضاف است
- 4. مدير بايد در ابتدا بدنبال كميت باشد. استقبال از كميت، افراد را تشويق مي كند تا در مورد نظرات مورد علاقه اشان بينديشند.
- 5. نهادينه كردن ايجاد احساس ضرورت و فوريت تغيير. مديران نه تنها بايد خود و سازمان را همساز با تغييرات كنند بلكه خود بايد پيش قدم در امر تغيير شوند. و بدنبال ايجاد اين احساس در کارکنان باشد كه تغيير يك نياز فوري و ضروري است تشكيل كميته اي جهت شناسايي افراد فعال و تقدیر از آنها. اين افراد نه تنها شامل كساني هستند كه دانش خود را در اختيار ديگران قرار مي دهند بلكه كساني كه به درستي از دانش ديگران استفاده مي كنند را نيز در بر مي گيرد
- 6. مديريت محتوا: مديريت محتوا به عنوان مركز مديريت دانش، بر توزيع و كاربرد دانش موجود كه قبلاً اخذ شده – تمركز مي كند. به روز و بكارآمد نگاه داشتن دانش با توجه به نيازها و تقاضاي كاركنان يكي از فعاليت هاي كليدي در مديريت محتوا است
- 7. ايجاد محيطي مبتنی بر اعتماد جهت تسهيم دانش بين افراد
- 8. فرآهم آوردن شرايطی برای خلق پيروزي ها و موفقيت های كوتاه مدت
۱۳۸۸ بهمن ۲۳, جمعه
توصیف مدیریت دانش
- ماهیت مدیریت دانش عبارتست از درک و ارزش گذاری برای دارایی های پنهان سازمان بیش از دارایی های ملموس و آشکار آن
- اعتقاد به اینکه سرمایه های فکری و انسانی سازمان، بزرگترین منبع می باشند
- مدیریت مهارتها و صلاحیت هایی که در داخل سازمان وجود دارند و فراهم کردن زمینه شکوفایی بیشتر آنها
- فراهم کردن شرایط مساعد برای رشد منابع انسانی سازمان تا بهترین باشند و این یعنی: بهینه سازی عملکرد
(Prusak 1997)
۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه
مديريت دانش در سازمانهای يادگيرنده
- توماس استيوارت، در كتاب ”سرمايه فكري: ثروت جديد سازمانها“ (1997)، چنين مينويسد: ”به زبان ساده، دانش براي سازمانها مهمتر از منابع مالي، موقعيت بازار، فناوري و يا هر دارايي ديگر شده است“.
- شركتها به منظور افزايش توانايي خود براي بهبود كالا و خدمات و در نتيجه بهرهمندي مشتريان و مصرف كنندگان، به دانش نياز دارند.
- دانش، غذاي سازمان يادگيرنده است؛ مواد مغذي دانش، سازمان را قادر به رشد ميسازد. افراد ممكن است بيايند و بروند اما اگر دانش ارزشمند از دست برود، شركت آماده مرگ خواهد بود.
- نوناكا و تاكوچي (1995) ادعا ميكنند كه توانايي سازمان براي ايجاد، ذخيره و توزيع دانش، به طور مطلق براي برتري رقابتي در حوزههاي كيفيت، سرعت، نوآوري و قيمت، حياتي است.
- كسب توانايي مديريت دانش، ميبايد وظيفه اصلي هر يك از كاركنان شود.
«مایکل مارکوارت»
۱۳۸۸ مهر ۷, سهشنبه
مدیریت دانش
تعريف مديريت دانش: ابتدائي ترين تعريف براي مديريت دانش عبارت است از: يافتن راهي جهت خلق ، شناسايي ، شكار ، اشتراك و توزيع دانش سازماني به افراد نيازمند آن. مديريت دانش يك واژه علمي است كه ارائه يك تعريف استاندارد از آن مشكل است. اما سه تعريف زير تا حدودي اين واژه را توصيف مي كند: مديريت دانش را به عنوان يک راهبرد تعريف مي کنند که بايد در يک شرکت توسعه داده شود. براي اينکه مطمئنن باشيم دانش به افراد درست در زمان مورد نياز مي رسد، به طوري که آنها دانش را به اشتراک گذارند و از اطلاعات براي بهبود وظايف سازمان استفاده مي کنند. مديريت دانش، شامل رو شهاي بهبود و ابزار آلات عملي است که به مديريت کمک مي کند تا در هر سطح و ناحيه اي در سازمان منجر به بهبود روشهاي کاري و محصولات شود. مدیریت دانش يک فرآيند خاص سازماني و سيستمي است براي کسب، سازماندهي، نگهداري، کاربرد، پخش و خلق دوباره دانش صريح و ضمني کارکنان براي افزايش عملکرد سازمان و ارزش آفريني. در هر حال به طور کلي مي توان چهار هدف براي مديريت دانش در نظر گرفت: ۱- تلاش براي ايجاد مخازن دانش، ۲- بهبود دستيابي به دانش ۳- كوشش براي ارتقاي فرهنگ وجود دانش ۴- مديريت كردن دانش به عنوان دارايي
