" سکوت اندیشه ای بزرگ است "
نمایش پستها با برچسب ذهن خلاق و زیبا. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب ذهن خلاق و زیبا. نمایش همه پستها
۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سهشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه
تساوی
- معلم پای تخته داد می زد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسی ها لواشک بین خود تقسیم می کردند وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان تساوی های جبری را نشان می داد خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود تساوی را چنین بنوشت:"یک با یک برابر هست" از میان جمع شاگردان یکی برخاست همیشه یک نفر باید به پا خیزد به آرامی سخن سر داد: "تساوی ، اشتباهی فاحش و محض است" معلم مات بر جا ماند و او پرسید: "اگر یک فردِ انسان،واحدِ یک بود آیا بازیک با یک برابر بود؟" سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد:"آری ،برابر بود" و او با پوزخندی گفت:"اگر یک فردِ انسان، واحدِ یک بود آن که زور و زر به دامن داشت،بالا بود و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود اگر یک فردِ انسان، واحدِ یک بود آن که صورت نقره گون چون قرص مه می داشت بالا بود وان سیه چرده که می نالید پایین بود اگر یک فردِ انسان، واحدِ یک بود این تساوی زیر و رو می شد حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفت خواران از کجا آماده می گردید یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟ یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟ یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟ یک اگر با یک برابر بود پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟ "معلم ناله آسا گفت: "بچه ها در جزوه های خویش بنویسیدیک با یک برابر نیست!"
- شعر : خسرو گلسرخی
۱۳۸۹ تیر ۳۱, پنجشنبه
اندیشه ها
” گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،
بر آن ها که می هراسند بسیار تند،
بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی،
و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است.
اما، برآن ها که عشق می ورزند،
زمان راآغاز و پایانی نیست.“ (ویلیام شکسپیر)
” بسیاری مردم شادی های کوچک را به امید خوشبختی بزرگ از دست می دهند.“
(پرل س. باک)
”هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید، زیرا این راه تنها به همان جایی می رسد که دیگران رسیده اند.“
(گراهام بل)
” کسانی هستند که با ما صحبت می کنند و ما به آنها گوش نمی دهیم؛ کسانی هستند که ما را آزار می دهند و جراحت ماندگاری باقی نمی گذارند، اما کسانی هم هستند که تنها سرراه زندگی ما قرار می گیرند و مهر و نشان شان را برای همیشه بر ما می گذارند.“ (سیسیلیا میرلز)
فلسفه حقیقی آن است که دیدن دنیا را دوباره بیاموزیم.“ (مرلاو – پونتی)
” اگر می توانستم به جوانی بازگردم، بازهم تمام همان اشتباهات را می کردم، اما قدری زودتر“ (تالولا بنکهد)
” هیچ چیزی نمی توان به کسی یاد داد، اما می توان به او کمک کرد تا پاسخ ها را در درون خود بیابد.“ (گالیلئو گالیله)
” درک زندگی تنها با نگاه به گذشته میسر است، اما زندگی کردن، تنها با نگاه به آینده.“ (سورن کیرکگارد)
” وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد. “ (برتراند راسل)
تقسيمبندی انسانها از ديدگاه دكتر شريعتی
- آنهايي كه وقتي هستند ، هستند و وقتي كه نيستند هم نيستند. حضور عمده اين آدمها مبتني بر فيزيك شان است. تنها با لمس ابعادجسماني آنهاست كه قابل فهم ميشوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.
- آناني كه وقتي هستند ، نيستند و وقتي كه نيستند هم نيستند (مردگاني متحرك در جهان، خود فروختگاني كه هويت شان را به ازاي چيزي فاني واگذاشتهاند. بيشخصيتاند و بياعتبار، هرگز به چشم نميآيند ، مرده و زندهشان يكي است)
- آنهايي كه وقتي هستند ، هستند و وقتي كه نيستند هم هستند (آدمهاي معتبر و باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود را ميگذارند كساني كه همواره در خاطر ما ميمانند ، دوستشان داريم و برايشان ارزش قائليم)
- آنهايي كه وقتي هستند، نيستند و وقتي كه نيستند، هستند (شگفتانگيزترين آدمها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نميتوانيم حضورشان را دريابيم اما وقتي كه از پيش ما ميروند نرمنرم و آهسته آهسته درك ميكنيم . باز ميشناسيم، ميفهميم كه آنان چه بودند. چه ميگفتند و چه ميخواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم. هزار حرف داريم برايشان اما وقتي در برابرشان قرار ميگيريم، گويي قفل بر زبانمان ميزنند. اختيار از ما سلب ميشود. سكوت ميكنيم و غرق در حضور آنان مست ميشويم ودرست در زماني كه ميروند يادمان ميآيد كه چه حرفها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد).
۱۳۸۹ خرداد ۴, سهشنبه
ذهن خلاق و زیبا
- رمز آزاد کردن نیروهای واقعی آن است که هدفهای هیجان آوری برای خود قرار دهید که حقیقتاٌ نیروی خلاقه را در شما زنده کند و محرک شور و شوق باشد.
- اگر بر ساماندهی نیروهای خود توانا نباشیم ، دیگران سرنوشتمان را می سازند .
- برخی کتابها را باید چشید، بعضی را باید بلعید و قلیلی را باید جوید و هضم کرد.
- پیروزی واقعی جان آدمی، فکرکردن است.
- گیتی در جنگ و آوردی بزرگ در گردش است . اندیشه و تلاش خردمندان از یک سو و پوزخند اهریمن و روان دیوپیشگان از سوی دیگر ، معرکه این جهان گذارا است .
- یا چنان نمای که هستی ، یا چنان باش که می نمایی .
- قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد ولی گوشهایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر قلبهایتان فرود می آید ، بشنوند .
- اندیشه همه گیر مردمی همیشگی نیست زیرا همواره دستخوش دگرگونی بدست جوانان پس از خود است ورود جوانان به آرامی ، آرمانهای نو پدید می آورد ، و اگر آرمان گذشتگان نتواند خود را بازسازی کند ناگریز نابود می گردد .
- اندیشمندان را شاید بتوان نادیده گرفت و یا بزور خفه شان نمود، اما تاریخ ، گواه هزاران سال فریاد رسای آنان بوده و هست .
- مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیت هایتان را بر سنگ مرمر .
۱۳۸۹ فروردین ۲۷, جمعه
ذهن خلاق الکترونیکی
- جيبهاي خالي هرگز كسي را از داشتن چيزي باز نميدارند، فقط سرهاي خالي و قلبهاي خالي اين كار را ميكنند.
- نورمان وينسنت پيل
- در طول زندگيم، اين همه كتمان حقيقت و دستكم گرفتن (يادگيري الكترونيكي) را نديدهام. اما اكنون آن را ميبينيم. متقاعد شدهام كه نوادگان ما به گذشته مينگرند و تعجب ميكنند كه چرا ما آن را درك نكرديم.
- نيكولاس نگروپنت، بخش چندرسانهاي MIT
- بيشترين رشد در اينترنت و بيشترين تغييرات در محدودة يادگيري الكترونيكي بوده است.
- جان چمبرز، مديرعامل سيسكو
- قبل از انتخاب یک سیستم آموزش الکترونیک...
- پيش از آن كه بالا رفتن از نردبان موفقيت را شروع كنيد ابتدا مطمئن شويد كه نردبان را به ساختمان مناسب تكيه دادهايد.
- كاوي، استفان
۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه
یادگیری فارغ از مدرسه
از چشم انداز ایلیچ، مدرسه فروشنده برنامه درسی است و نتیجه فرایند تولید برنامه درسی چیزی همانند سایر کالاهای تولیدی دنیای مدرن است. در فرایند آموزش، معلم توزیع کننده یا ادامه دهنده محصول نهایی به مشتری یا دانش آموز است.
مقاله بسیار مشهور ایلیچ تحت عنوان "مدرسه: گاو مقدس" از نخستین آثار او در زمینه آموزش و پرورش است. در این مقاله، ایلیچ سخت به آموزش و پرورش می تازد و آن را زیر سؤال می برد؛ از این رو که، آموزش و پرورش به شدت دچار تمرکزگرایی، بوروکراسی درونی، خشک فکری و جایگاهی برای نابرابری ها شده است. مجموعه مقالات و سخنرانی های او در قالب کتابی تحت عنوان «جامعه مدرسه زدا» منتشر شد.
به نظر ایوان ایلیچ، مدرسه ای که نتواند به دانش آموزان کمک کند شخصیت خود را بشناسند یا بنای شخصیتی راستین را پی افکنند و به رشد شناختی همراه با برنامه ریزی و دست ورزی دست یابند، مدرسه واقعی نیست و در یک نگاه انتقادی، به طوری که در کتاب «جامعه مدرسه زدا» آمده است، آموزش و پرورش قادر به آموزش همه جانبه دانش آموزان نیست. انتقادی که ایلیچ از مدارس آمریکای لاتین و از سایر کشورهای آمریکایی می کند، شاید در مورد مدارس ایرانی نیز صدق می کند. ایلیچ یادگیری واقعی را ناشی از حضور و شرکت فعال یادگیرنده در شرایط معنادار می داند. نگاهی به مدارس ایرانی نشانگر آن است که مدارس حایز هیچ گونه شرایط معنادار برای یادگیری نیستند و آنچه از فرایند تحصیلی به دست می آید، چیزی جز آسیب روانی و اتلاف عملی فرزندان جامعه نیست.
می توان گفت که عقاید ایلیچ درخصوص مدرسه به عنوان یک چهاردیواری مشخص معرف این واقعیت است که باید همه جا مدرسه باشد.
۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سهشنبه
ذهن خلاق و زيبا
- در قرن بيستويكم، بيسوادان آنهايي نيستند كه نميتوانند بخوانند يا بنويسند، بلكه كساني هستند كه نميتوانند ياد بگيرند، و بازآموزي كنند. (آلوين تافلر)
- براي اينكه كارها را متفاوت انجام دهيد، شما مجبوريد كه آنها را متفاوت ببينيد. (مديرعامل زيراكس)
- بخش بزرگي از مشكلات ما حاصل از اين است كه سعي داريم كار امروز را با ابزار ديروز انجام دهيم.
- من شخصاً، هميشه آماده يادگيري هستم، اگر چه دوست ندارم كه تحت آموزش قرار بگيرم! (چرچيل)
۱۳۸۹ فروردین ۱۰, سهشنبه
مدیریت خلاقیت
۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه
ذهن خلاق و زیبا
- ۱ - هلن كلر: خوشبختي شكل ظاهري ايمان است ،تا ايمان و اميد و سخت كوشي نباشد ،هيچ كاري را نمي توان انجام داد .
- ۲- گوته: كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند.
- ۳- سقراط: يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد .
- ۴- ژاك دوال: اگر مي خواهي بنده كسي نشوي ، بنده هيچ چيز مشو .
- ۵- فرانسيس بيكن: آنچه مردم را دانشمند مي كند ،مطالبي نيست كه مي خوانند بلكه چيزهايي است كه ياد مي گيرند.
- ۶- جرج برنارد شاو: آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند.
- ۷- ديل كارنگي: فكر خوب معمار و آفريننده است .
- ۸- پاسكال: انديشه و تفكر پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشر است و انسان بي انديشه و تفكر به ماده اي بي روح مي ماند .
- ۹- اديسون: تمام پيشرفتهاي عالمگير خود را مديون تفكر منظم و يادداشت برداري دقيق هستم .
- ۱۰- ارنست ديمنه: افكار افراد متفكر خودبخود مي انديشد .
- ۱۱- انيشتين: فكر كردن،سخت ترين كار بشر است .
- ۱۲- جبران خليل جبران: آن هنگام كه روحم عاشق جسمم شد و جفت گيري اين دو سر گرفت من بار ديگر متولد شدم
- ۱۳ - ويكتور هوگو: الماس را جز در قعر زمين نمي توان يافت و حقايق را جز در اعماق فكر نمي توان كشف كرد.
- ۱۴- مارك تواين: مردي كه فكر نو دارد مادام كه فكرش به ثمر نرسيده است آرام و قرار ندارد.
- ۱۵- هربرت اسپنسر: فكر نو بسيار ظريف و حساس است ،با يك ريشخند كوچك مي ميرد و كنايه اي كوچك آن را بسختي مجروح مي كند.
- ۱۶- كارلايل: هرگاه بتوانيم از نيروي تخيل به همان اندازه استفاده كنيم كه از نيروي بصري استفاده مي كنيم هر كاري انجام پذير است
- ۱۷- پاسكال: آدم بي مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بي سرمايه است .
۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه
ذهن خلاق و زیبا
- « انسان جزئی است از یک کل که ما آن را ((عالم)) می نامیم . جزئی که محدود به زمان و فضا است .او خود افکار و احساساتش را به عنوان چیزی جدای از بقیه عالم تجربه می کند . که می توان آن را نوعی خطای باصره در خود آگاهیش دانست .این خطا برای ما نوعی زندان است که ما را به امیال شخصی و ابراز عواطف نسبت به چند نفری که از همه به ما نزدیکترند محدود می کند . وظیفه دشوار ما باید این باشد که خود را از این زندان نجات دهیم و دایره عواطف خود را گسترش دهیم تا همه موجودات زنده و سراسر طبیعت را با تمام زیباییهایش در بر گیرد .هیچکس قادر نیست کاملاً به این هدف دست یابد اما تلاش برای نیل به آن خود بخشی از روند آزادی و شالوده ای برای امنیت درونی است .»
- آلبرت اینشتین
۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه
ضرورت تلفیق فناوری برای آموزش با کیفیت
- در این کشور هزاران خانه وجود دارد با میلیون ها مردمانی که نه تلفن نه کابل تلویزیون و نه هیچ چشم داشتی از خدمات رسانه ای دارند - به این خانه ها مدرسه می گویند.
- Reed Hundt
یادگیری برای زیستن
اگر ما نتوانیم دانش آموزان را متقاعد کنیم که آنچه یاد می گیرند مهارتهای مفید زندگی است، برنامه های درسی ما بی ارزش است، پس بیایید چیزهایی را به دانش آموزان آموزش دهیم که برای زندگی کردن به آن نیاز دارند.
۱۳۸۸ آبان ۵, سهشنبه
نامه ی آبراهام لینکلن به معلم پسرش
به پسرم درس بدهید. او باید بداند که همهی مردم عادل و همهی آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویید به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت میشود. به او بیاموزید که به ازای هر دشمن، دوستی هم هست. میدانم که وقت میگیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کسب کند ، بهتر از آن است که جایی روی زمین، 5 دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد، از پیروز شدن لذت ببرد. او را از حسد بر حذر دارید. به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگر میتوانید به او نقش مؤثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز میکنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه، بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایمها ملایم و با گردنکشها گردنکش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه برخلاف او حرف بزنند. به پسرم یاد بدهید که همهی حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست میرسد انتخاب کند. ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر میتوانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه، تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد. به او بیاموزید که میتواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمتگذاری برای دل، بیمعناست. به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را برحق میداند، پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد. در کار تدریس به پسرم، ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که او شجاع باشد. به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است، اما ببینید که چه میتوانید بکنید. پسرم کودک کم سن و سال و بسیار خوبی است.
«به نقل از همکار خلاق و توانای مدرسه یادگیری»
۱۳۸۸ مهر ۲۵, شنبه
گفتن از معلم بودن! آری یا نه؟!
- اگر خواستیم کالایی بخریم، برای گرفتن تخفیف گفتن اینکه معلم هستم، آری یا نه؟!
- اگر خواستیم توسط پلیس جریمه نشویم به علت عدم رعایت مقررات! گفتن اینکه معلم هستم، آری یا نه؟!
- اگر خواستیم جایی خطای خود را توجیه کنیم، گفتن اینکه معلم هستم، آری یا نه؟!
- اگر خواستیم در کلاس درس با دانش آموزان خود درد دل کنیم گفتن از مشکلات و بدبختی و بیپولی خود به عنوان یک معلم، آری یا نه؟!
- اگر خواستیم در امتحانات پایان ترم دوران دانشگاهی و یا ضمن خدمت خود تقلب کنیم، گفتن به دانش آموزانمان که تقلب نکنید، آری یا نه؟
- اگر خواستیم به بهانه کمبود حقوق و مزایا فقط کمی در مطالعه و تحقیق کوتاهی کنیم، آری یا نه؟
«به نقل از همکار خلاق و توانای مدرسه یادگیری»
۱۳۸۸ مهر ۲۴, جمعه
مدرسه عشق
- در مجالي كه برايم باقيست
- باز همراه شما مدرسهاي ميسازيم
- كه در آن همواره اول صبح
- به زباني ساده مهر تدريس كنند
- و بگويند خدا، خالق زيبايي و سُراينده عشق آفريننده ماست
- مهربانيست كه ما را به نكويي، دانايي، زيبايي و به خود ميخواند
- جنتي دارد نزديك، زيبا و بزرگ
- دوزخي دارد - به گمانم- كوچك و بعيد
- درپي سودا نيست
- كه ببخشد ما را
- و بفهماندمان
- ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست
- در مجالي كه برايم باقيست
- باز همراه شما مدرسهاي ميسازيم
- كه خِرد را با عشق
- علم را با احساس
- و رياضي با شعر
- دين را با عرفان
- همه را با تشويق تدريس كنند
- لاي انگشت كسي قلمي نگذارند
- و نخوانند كسي را حيوان
- و نگويند كسي را كودن
- و معلم هر روز روح را حاضر و غايب بكند
- و بجز ايمانش هيچكس چيزي را حفظ نبايد بكند
- مغزها پر نشود چون انبار
- قلب خالي نشود از احساس
- درسهايي بدهند كه بجاي مغز، دلها را تسخير كند
- از كتاب تاريخ جَنگ را بردارند
- در كلاس انشا هركسي حرف دلش را بزند
- «غيرممكن» را از خاطرهها محو كنند
- تا، كسي بعد از اين باز همواره نگويد: «هرگز»
- و به آساني همرنگ جماعت نشود
- زنگ نقاشي تكرار شود
- رنگ را در پائيز تعليم دهندقطره را در باران، موج را در ساحل
- زندگي را در رفتن و برگشتن از قلة كوه
- و عبادت را در خدمت خلق
- كار را دركندو و طبيعت را در جنگل و دشت
- مشق شب اين باشد
- كه شبي چندين بارهمه تكرار كنيم:
- عدل
- آزادي
- قانون
- شادي ...
- امتحاني بشود كه بسنجد ما را
- تا بهفمند چقدر عاشق و آگه و آدم شدهايم
- در مجالي كه برايم باقيستباز همراه شما مدرسهاي ميسازيم
- كه در آن آخر وقت به زباني ساده
- شعر تدريس كنند
- و بگويند كه تا فردا صبح
- خالق عشق نگهدار شما
- خیر مدرسه ساز زنده یاد دکتر مجتبی کاشانی
۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه
ذهن خلاق و زیبا
نبرد برای اينكه خودت باشی در دنيايی كه روز و شب بيشترين تلاشش را میكندتا از تو يك آدم ديگر بسازد بزرگترين نبردی است كه میتوانی در آن شركت كنی؛مبارزهای كه هرگز نبايد كنارش بگذاری
ای. ای. كامينگزشاعر و نقاش و نويسنده
اشتراک در:
پستها (Atom)


