۱۳۸۹ فروردین ۱۳, جمعه

مدرسه یادگیری

  • 1. اگر‏چه فعالیت‏های متعددی در مدرسه و کلاس درس صورت می‏گیرد، اما اساس فعالیت‏ها، یاددهی و یادگیری است. یاددهی و یادگیری پیوسته باید مرکز توجه باشد و سایر فعالیت‏ها به نوعی فرایند یاددهی _‏ یادگیری را حمایت، تقویت و پشتیبانی کند.
  • 2. سیاست‏ها، رویه‏ها، روش‏ها، ارزش‏ها، اعتقادات و ساختارهای ارتباطی که یک نظام اجتماعی هم‏چون کلاس درس یا مدرسه را به وجود می‏آورند، در واقع به نوعی معماری اجتماعی تلقی می‏شوند. اصلاح این چنین معماری، به عبارت دیگر اصلاح سیاست‏ها، روش‏ها و رویه‏ها و ساختارهای ارتباطی، هم‏زمان با اصلاح جریان فعالیت‏ها، احتمال کسب موفقیت کامل در اجرای برنامه‏های درسی را دو چندان می‏کند. این اصلاح در هر دو سطح مدرسه و کلاس درس، توسط مدیر و معلم قابل اعمال است.
  • 3. اصلاح ارتباط ‏ها در ابعاد گوناگون، ارتباط میان دانش‏آموز و معلم، دانش‏آموز و دانش‏آموز، معلم و اولیاء، مدیر و معلم، مدیر و اولیاء و ارتباط کارکنان با یکدیگر، از دیگر عوامل مؤثر در کسب موفقیت در اجرای مطلوب برنامه‏های درسی است. معلمان و راهبران آموزشی بهتر است در همان‏ زمان که به اصلاح و تعدیل و تقویت فعالیت‏ها و معماری اجتماعی مدرسه و کلاس درس می‏پردازند، به اصلاح و بهبود ارتباط‏ها در ابعاد گوناگون نیز توجه خاص داشته باشند. توصیه این است که محیطی برای یادگیری در مدرسه و کلاس درس به وجود آید تا مشوق برقراری ارتباطات اجتماعی مثبت و مشارکت فعال در فرایند یادگیری باشد.
  • 4. هماهنگی با تنوع توانایی‏های دانش‏آموزان، عاملی دیگر در کسب موفقیت در اجرای برنامه‏های درسی و ارتقای کیفیت اجراست. این گفته که «همه‏ی کودکان می‏توانند یاد بگیرند»، زمانی تحقق پیدا می‏کند که به عنوان معلم بتوانیم راه درست یاددهی و یادگیری را پیدا کنیم.
  • 5. رویکرد جدید در آموزش و یاد دهی این است که به جای ارائه‏ی یک برنامه‏ی درسی یکسان به گروهی نامتجانس و غیر هم توان، شیوه‏ای را برای یاد دهی برگزینیم که برای سازگاری با نیازهای همه‏ی انواع دانش‏آموزان (ضعیف، متوسط و قوی) قابلیت انعطاف در طراحی را داشته‏ باشد.

۱۳۸۹ فروردین ۱۰, سه‌شنبه

مدیریت خلاقیت

در این پست تست توانایی های خلاقیت اپستین را به صورت JPG برای علاقمندان قرار داده ام.
«به نقل از رابرت اپستین»

۱۳۸۹ فروردین ۷, شنبه

ويژگي‌های مشترك محيط یادگیری سازه‌گرايانه

  • 1- محيط‌هاي يادگيري سازه‌گرا امكان بازنمايي چندگانه از واقعيت را مهيا مي‌كنند.
  • 2- بازنمايي‌هاي چندگانه مانع از ساده‌انگاري بيش از حد شده و پيچيدگي جهان واقع را مي‌نمايانند.
  • 3- محيط يادگيري سازه‌گرا بر ساخت دانش به جاي باز توليد دانش تكيه مي‌كند.
  • 4- در محيط‌هاي يادگيري سازه‌گرا به جاي آموزش خارج از زمينه تاكيد بر تكاليف معتبر در زمينه معنا است.(آموزش بايد مفيد فايده بوده و با زمينه اجتماعي فراگير مرتبط باشد مثلاًٌ براي ياد دادن پول كلاس را به بانك تبديل نماييم.)
  • 5- يادگيري سازه‌گرا محيطي را فراهم مي‌كند كه به جاي مراحل از پيش تعيين شده آموزش‌هاي معمولي، مانند محيط جهان واقع يا آموزش مبتني بر مورد است.
  • 6- محيط‌هاي يادگيري سازه‌گرا تفكر منطقي در مورد تجربه را ترغيب مي‌كند.
  • 7- محيط‌‌هاي يادگيري سازه‌گرا مشوق ساخت دانش وابسته به زمينه و محتوا است.
  • 8- محيط‌هاي يادگيري سازه‌گرا مشوق ساخت هميارانه دانش از طريق مذاكره اجتماعي است، نه رقابت ميان فراگيران.

۱۳۸۹ فروردین ۲, دوشنبه

۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

مديريت و استانداردهای آموزشی

  • يكي از عوامل اعمال شايسته سالاري در مديريت مدارس ،سنجش و ارزشيابي عملكرد واجراي درست(وقابل اجراي) آن است كه با ملاك هاي معتبر و با اهداف مشخصي مقايسه مي شود.
  • امروزه در مقوله استانداردهاي آموزشي ميزان تحقق اهداف آموزشي، يكي از مهمترين معيارهاي سنجش عملكرد مدير است . يكي ديگر از معيارهاي اثر بخشي مديران، رضايت و تعهد كاركنان است ،اگر چه معيار اصلي ارزيابي مدير آموزشي ،كيفيت عملكرد وي در تحقق اهداف آموزشي است اما در انجام اين امر كاركنان و دبيران نقش كليدي دارند. به بياني ديگر تحقق اهداف نظام آموزشي با استانداردهاي كمي و كيفي بالا ،مستلزم تعهد و رضايت كاركنان و دبيران است .
  • اما سؤال اين است كه با چه روشي مي توان شرايط شايستگي مديران اثر بخش را تعيين كرد ؟
  • وبا چه روشي مي توان ، شرايط شايستگي مديران اثر بخش را فراهم كرد؟
  • در پاسخ،مقوله ي ((توسعه در مديريت))را به عنوان استاندارد بخشي به مديريت مطرح مي سازند .
  • آقاي آلن مامفورد مي گويد:توسعه ي مديران عبارت است از :فرايندهاي يادگيري برنامه ريزي شده اي كه رشد اثربخشي آنان را در بر داشته باشد. اين توسعه،ابعاد آموزشي،تربيتي و عملي را شامل مي شود .
  • دستيابي به استانداردهاي اثربخشي در مديريت آموزشي :مستلزم مهارت وآموزش خاصي خواهد بود و اين امر فلسفه يادگيري مستمر،مادام العمر(شغلي)را براي مديران يك ضرورت مي سازد.
  • و بدون توسعه ي مديران يعني ايجاد مديراني ياد گيرنده ،تحقق توسعه سازماني (مدارس)محقق نخواهد شد.

استانداردهاي لازم براي مديريت مدرسه (1)

  • 1ـمدير مدرسه رهبری آموزشي است كه در جهت ارتقاي يادگيري و موفقيت تمامي دانش آموزان با مشاركت همه ي عوامل مدرسه ،تدوين واجراي يك ديدگاه توام با بصيرت را در باره يادگيري تسهيل می کند .
  • 2ـمدير مدرسه رهبری آموزشی است که فرهنگي را در مدرسه شكل می دهد تا درچارچوب آن برنامه هاي آموزشي تدوين واجرا شده موجب رشد حرفه اي دبيران گردد.
  • 3ـمدير مدرسه رهبر آموزشي است كه عمليات و منابع مدرسه را آنچنان مديريت و سازماندهي كند كه مدرسه براي يادگيري وموفقيت كليه دانش آموزان محيطي امن،برانگيزاننده و اثر بخش باشد.
  • 4ـمدير مدرسه رهبر آموزشي است كه با اعضاي اجتماع محلي مدرسه و والدين همكاري كرده و از اين طريق به نيازها و خواسته هاي متنوع اجتماع در ارتباط با مدرسه پاسخ گفته و منابع محلي را جهت رفع نيازهاي مدرسه شناسايي و بسيج مي كند.سخن يكي از نوآوران آموزش و پرورش مصر؛‹‹ بهبود آموزش و پرورش را به من بسپاريد ، من دنيا را اصلاح خواهم كرد.‏‎››
  • 5ـ مدير مدرسه رهبری آموزشي است كه به گونه اي منسجم ،منصفانه و اخلاقي عمل مي كند.
  • 6ـ مدير مدرسه رهبر آموزشي است كه بافت بزرگتر سياسي ،اجتماعي،اقتصادي وقانون در بر گيرندة مدرسه را مي شناسد و نسبت به آن پاسخگو است و از آن براي رفع نيازهاي ، مدرسه غفلت نمي كند.

۱۳۸۸ اسفند ۲۷, پنجشنبه

Our Core Values

  • We believe that culturally responsive schooling is conducive to student success.
  • We believe that early outreach and college awareness enhances college participation.
  • We believe in equal access and opportunity to post-secondary education for all students.
  • We believe that all students deserve a high quality and well-balanced education.
  • We believe that parents and families are key partners in the educational process.
  • We believe that mentoring and academic support are necessary for student success.
  • We believe that all students have the individual talents and abilities to succeed.

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

مدارس منطقه آموزشی بولدر والی

منطقه آموزشی بولدر والی، نشانگر افزایش استفاده از وب/اینترنت از سوی مناطق آموزش و پرورش سراسر کشور(ایالات متحده) می باشد. این منطقه متشکل از سی و چهار مدرسه ابتدایی، چهارده مدرسه راهنمایی و ده دبیرستان در محدوده بولدر و کلورادو می باشد. منطقه آموزشی دارای یک وب سایت است که هر کدام از مدارس در آن ، صفحات وب خاص خود را دارند. این صفحات متنوع به صورت محلی کنترل می شوند، که این حکایت از خصیصه غیرمتمرکز بودن نظام آموزش عمومی این منطقه دارد. سایت منطقه آموزشی بولدر والی اطلاعاتی را در زمینه فعالیت های هیئت مدیره مدرسه،صورت غذاهای مدرسه،برنامه کاری اتوبوس ها، نتایج آزمون ها، برنامه های درسی، آموزش های شغلی، منابع یادگیری/تدریس و اسناد قابل استفاده در اینترنت ارائه می دهد.
«Greg Kearsley»

۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

ویژگیهای سازمان یادگیرنده

  • ویژگیهای سازمان یادگیرنده را می توان به صورت ذیل خلاصه کرد :
  • 1. وجود رهبران راهبردي و تحول آفرين
  • 2. ايجاد فرصت‌هاي آموزشي گسترده براي رشد و پرورش كاركنان
  • 3. سرمايه‌گذاري و تخصيص بودجه براي پرورش مغزهاي متفكر و مبتكر
  • 4. انتقال و اجراي سريع يادگيري ديگر شركت‌ها به داخل سازمان
  • 5. حمايت از ايده‌هاي خوب و موفق
  • 6. استقرار نظام سنجش و ارزيابی
  • 7. پرورش و ترويج تفكر استراتژيك مشاركتي، تعاملي و كار تيمی
  • 8. توسعه فرهنگ چشم‌انداز مشترك بين همگان
  • 9. توجه به خلاقيت و نوآوری
  • 10. گرايش به شايسته سالاری
  • 11. تقويت ارزش‌هاي خانوادگي نيروي كار
  • 12. كوچك‌سازي و مناسب‌سازي نيروي كار
  • 13. دسترسي همگان به اطلاعات
  • 14. مكانيزه شدن مشاغل
  • 15. تصحيح مقررات و قوانين
  • 16. توسعه اتوماسيون
  • 17. ساعت شناوري كار
  • 18. مجازي شدن محيط‌هاي كاری
  • 19. تخصصي شدن فعاليت‌ها
  • 20. افزايش مديريت غيرمتمركز
  • 21. تنوع محصولات
  • 22. تحول ساختار سازمانی

۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

كجا مي رويم؟ هيچكس نمي داند!

پس از سال­ها سر و كله زدن با كتاب های درسی، نقشه ها، تصاوير ثابت، نوارهای صوتی، فيلم ها و نوارهاي ويديوئي و ... معلمان سرانجام دريافته اند كه وارد ساختن دانش آموزان به « نوشيدن از چشمه ی علم و دانش » بيش از صرفاً « راهنمايي كردن آنها به سرچشمه » است، اين امر مستلزم برنامه­ريزی و طراحی است.براي استفاده از امكانات بيكران در محيط هاي آموزشي وجود دو عامل ضروری است: دسترسي و استفاده. اولين ركن چنين امكاناتي،دسترسي معلمان و دانش آموزان وخانواده­ها به اين نوع امكانات است ولي تنها دسترسي نمي تواند ايجاد محيط هاي كاملاً باز آموزشي را سبب شود.
كتاب « فارنهايت 451 » نوشته­ي « رای برادبری » در اوايل سال 1950 ميلادي چندي پس از ظهـور تلويزيون و رايـانه به نگـارش در آمـده است. در اين داستان تخيلي شخصيت هاي داستان تمايلي به خواندن هيچ نوع كتاب و نشريه ندارند، ولي در عوض اشتياق فراواني به تماشاي نمايشگرهاي الكترونيكي نشان مي دهند كه در آنها هزاران نوع سرگرمي براي مردم تدارك ديده شده است. در طول داستان مأموران آتش نشاني مسؤوليت دارند هر جا كتابي يافتند آتش بزنند. هر گاه آنها خانه يا محل پر از كتابي را پيدا مي كنند و به آتش مي كشند، مردم عادي كه از كتاب دلزده شده اند، به شدت ابراز شادماني مي كنند. سردسته­ي آتش نشانان، توده­ي مردم را « انباري از داده هاي غير قابل احتراق » مي نامد و مي گويد: « آنها را آنقدر از واقعيات پر كنيد تا احساس اشباع در آنها به وجود آيد و كاملاً از اطلاعات « درخشان » شوند. در نتيجه مردم احساس مي كنند كه در حال فكر كردن هستند و در خود جنبشي را حس خواهند كرد، بدون آنكه از خود حركتي داشته باشند» .
اكنون باگذشت بيش از نيم قرن از زمان نگارش اين كتاب، عقيده بر اين است كه ديگر زمان زيادي نمانده تا اين داستان تخيلي به حقيقت بپيوندد. البته در اين ميان بايد از رشد تلويزيون و رايانه ياد كرد كه باعث پيشرفت در روند توسعه­ي جريان هاي ديجيتالي صدا، تصاوير ونمايشگرها گرديده و شرايطي را مهيا كرده تا زمان ما كاملاً از اطلاعات « درخشان » گردند. دانستن اين كه تكنولوژی اطلاعاتی ما را تا كجا خواهد برد، غير ممكن است. زيرا قانون غير قابل پيش بينی بودن حوادث، در تمامي انقلاب های فناورانه حكم فرماست.